ثبت است بر جریده عالم دوام ما

من دون کیشوتی مضحکم که بجای سرنیزه و کلاه خود مدادی در دست و قابلمه ای بر سر دارد! عکسی به یادگار از من بگیرید من انسان قرن بیست و یکم هستم!

ثبت است بر جریده عالم دوام ما

من دون کیشوتی مضحکم که بجای سرنیزه و کلاه خود مدادی در دست و قابلمه ای بر سر دارد! عکسی به یادگار از من بگیرید من انسان قرن بیست و یکم هستم!

نگاهت

نگاهت در درون قلب من ثابت ماند 

 

توچله نشستی در سکوت 

 

اما دل یخ کرده تو فکر جدایی داشت 

 

نتوانستی نه نتوانستی 

 

داغی عشق خودت راببری 

 

من صبورانه می اندیشم. 

 

می اندیشم با داغی نگاهت چه کنم 

 

 

... و تقدیم تو باد

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد