ثبت است بر جریده عالم دوام ما

من دون کیشوتی مضحکم که بجای سرنیزه و کلاه خود مدادی در دست و قابلمه ای بر سر دارد! عکسی به یادگار از من بگیرید من انسان قرن بیست و یکم هستم!

ثبت است بر جریده عالم دوام ما

من دون کیشوتی مضحکم که بجای سرنیزه و کلاه خود مدادی در دست و قابلمه ای بر سر دارد! عکسی به یادگار از من بگیرید من انسان قرن بیست و یکم هستم!

سهم چشم هایم

اگر می شد برایت می نوشتم روزهایم را
و سهم چشم هایم را،سکوتم را ،صدایم را

اگر می شد برای دیدنت دل دل نمی کردم 
اگر میشد که افسار دلم را ول نمی کردم

دلم را می نشانم جای یک دلتنگی ساده
کنار اتفاقی که شبی ناخوانده افتاده

همیشه بت پرستم , بت پرستی سخت وابسته
خدایش رارهاکرده به چشمان تودل بسته

تو هم حرفی بزن ،چیزی بگو،هر چند تکراری
بگو آیا هنوزم , مثل سابق دوستم داری؟
نظرات 1 + ارسال نظر
شیرین جمعه 13 آذر‌ماه سال 1394 ساعت 02:52

سلام خسته نباشین
واقعاشعرتان عالی ودلنشین بود
موفق باشین

سلام
متشکرم

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد